آکادمی چتر: 5 بار که برای لوتر احساس بدی کردیم (و 5 بار که از او متنفر بودیم)

چه فیلمی را ببینید؟
 

هر خواهر و برادری در نتفلیکس آکادمی چتر ایرادات خود را دارد و بیشتر آنها محصول بزرگ شدن زیر سقف سر رجینالد هارگریوز است. با این حال، جنبه‌های منفی لوتر هارگریوز مانند یک انگشت شست دردناک برای بسیاری آشکار می‌شود آکادمی چتر طرفداران و از زمان انتشار فصل اول بیش از یک سال پیش موضوع بحث بوده است.





مطالب مرتبط: آکادمی چتر: بدترین کاری که هر شخصیت انجام داده است






از یک طرف، لوتر به اندازه بقیه خواهر و برادرانش آسیب دیده است و رفتار او معتبر است. از سوی دیگر، اعمال لوتر ناعادلانه است و او سزاوار نفرتی است که دریافت می کند. بسیاری از طرفداران جایی در میانه بحث می نشینند و امیدوارند که در فصل دوم یک قوس رستگاری داشته باشند. آیا لوتر مقصر آخرالزمان است؟ آیا اعمال او قابل توجیه است؟ آیا او رهبر خوبی است؟ در اینجا 5 بار برای او متاسفیم و 5 بار از او متنفریم.



منفور: ساختن پایان جهان درباره او

تعهد لوتر به ماموریتش در ماه نیرویی غیرقابل توقف است و او معتقد است که آخرالزمان با ماه ارتباط دارد. فداکاری او زمانی تبدیل به یک نقص می شود که فکر می کند ماموریت ماه و وفاداری خود به رجینالد آنقدر مهم است که ایده ها و نظرات او باید بر عقاید خواهر و برادرش سایه افکند.

رابطه او با آلیسون نیز مانع از توقف آخرالزمان می شود. کلاوس به لوتر می گوید که قبل از اینکه با دختر راو بخوابد او را بیشتر دوست داشت. تمرکز لوتر از تهدید قریب الوقوع در دست به گفتگوی فوری با آلیسون و اتلاف وقت گرانبها تغییر می کند.






احساس بد: لوستر افتاد و او را آشکار کرد

هنگامی که هیزل و چا-چا به خانه حمله می کنند، لوستری از سقف پایین می افتد و روی لوتر می افتد. این اتفاق باعث می‌شود که او پیراهنش را پاره کند و نشان دهد که بدنش تا حدی به بدن میمون تبدیل شده است. در نهایت متوجه شدیم که یک سرم نجات دهنده باعث این تغییر شده است.



حتی اگر لوتر عضلانی و قدرت فوق العاده ای دارد، له شدن توسط یک لوستر نمی تواند برای کسی لذت بخش باشد. نه تنها این، بلکه لوتر حاضر نبود حرفش را باز کند و آنچه را که برای بدنش اتفاق افتاده فاش کند. دگرگونی او یک تجربه احساسی بود و او برای افشای ناگهانی آن آماده نبود.






منفور: خفه کردن کلاوس

پس از اینکه لوتر بسته های باز نشده را در دفتر رجینالد کشف کرد، نمی داند با خود چه کند. افسرده و عصبانی می شود و مست می شود. کلاوس تمام تلاش خود را می کند تا لوتر را دلداری دهد و او را متقاعد کند که به جای انجام کاری که از آن پشیمان است، او را بخواباند.



مربوط: آکادمی چتر: 5 خنده دارترین جملات کلاوس هارگریوز (و 5 غمگین ترین آنها)

لوتر از کلاوس می‌خواهد که رجینالد را تداعی کند تا بتواند با او مقابله کند، اما کلاوس اگر تلاش می‌کرد نمی‌توانست این کار را انجام دهد زیرا او هنوز در تلاش است پاک شود. لوتر خشمگین می شود، کلاوس را از گردن می گیرد و او را روی زمین می اندازد. مهم نیست که لوتر چه احساسی داشت، خفه کردن برادرش راهی برای مقابله با آن نبود.

احساس بد: آلیسون به او گفت که واقعیت خود را زیر سوال می برد

استفاده آلیسون از قدرتش عواقبی داشته است، از جمله از دست دادن حضانت دخترش. شایعاتی که او می گوید دوباره او را آزار می دهد و او از بسیاری از آنها پشیمان می شود. در گفتگو با لوتر، او به او می گوید که دیگر نمی داند آیا چیزی در زندگی او واقعی است یا خیر.

چهره لوتر ارزش یک میلیون کلمه را دارد. صرف نظر از اینکه شخص در مورد رابطه جنجالی آنها چه احساسی دارد، بدیهی است که لوتر همچنان به آلیسون و پیوندی که در دوران کودکی داشتند اهمیت می دهد. این ایده که او ممکن است بپرسد که آیا ارتباط آنها حتی واقعی بوده است، او را آزار می دهد.

منفور: امتناع از فروتنی

لوتر جایگاه خود را به عنوان شماره یک مورد توجه قرار می دهد. او به عنوان یک رهبر بزرگ شد و تا بزرگسالی با او ماندگار شد. با این حال، لوتر می تواند سرسختانه در برابر یک عیب باشد، و غرور او مانع از انجام وظیفه می شود. لوتر از شماره خود به عنوان بهانه ای استفاده می کند تا به آنچه می خواهد یا رهبر باشد، حتی زمانی که یکی از برادران یا خواهرانش این فرصت را داشته باشد.

وقتی لوتر با دیگو وارد ون فایو می شود، اصرار دارد که اول برود. در کنسرت وانیا، او خودش را مسئول می‌کند. در سالن بولینگ، او به کلاوس در مورد نجات دیگو توسط بن گوش نمی دهد و او را به عنوان یک جوینده توجه رد می کند. مقداری فروتنی می تواند به لوتر کمک کند.

احساس بد: رجینالد وقتی تنها خواهر و برادر باقی مانده است او را شماره یک صدا می کند

لوتر پس از خروج برادران و خواهرانش انتخاب کرد که در آکادمی بماند. او فکر می کرد که جهان به عنوان یک قهرمان به او نیاز دارد. اگرچه لوتر ترجیح داد در آکادمی منزوی بماند، اما وقتی رجینالد از اعتراف به وفاداری و نام او امتناع کرد، نمی‌توانستیم کمی برای او احساس بدی نداشته باشیم.

مطالب مرتبط: کلاس‌های شخصیت‌های D&D شخصیت‌های آکادمی Umbrella

وقتی برای مأموریتی فراخوانده می‌شود، لوتر به رجینالد می‌گوید که دیگر لازم نیست او را شماره یک صدا بزند، زیرا تنها اوست. به نظر می رسد که پدر خوانده اش اصلاً اهمیتی نمی دهد و به کاری که روی آن کار می کرد برمی گردد.

منفور: شارژ در وانیا در طول کنسرت

شب کنسرت ویولن وانیا اگر لوتر در حین اجرای انفرادی‌اش به او حمله نمی‌کرد، ممکن بود بسیار متفاوت پیش برود. به جای اینکه به آلیسون اجازه دهد با آرامش به وانیا نزدیک شود، از او به عنوان عاملی برای حواس پرتی استفاده کرد.

آلیسون در حالی که به بازی خواهرش گوش می دهد اوضاع را تحت کنترل دارد، اما لوتر لحظه را قطع می کند و به برادرانش دستور می دهد که یکباره به سمت وانیا بدوند. او مبهوت می شود و از قدرت خود استفاده می کند تا آنها را از صحنه بیرون کند. وانیا به بازی ادامه می دهد و آخرالزمان شروع می شود.

احساس بد: تصادف

وفاداری لوتر به آکادمی آمبرلا زمانی که رجینالد او را برای جلوگیری از تهدید بیوشیمیایی می فرستد، دوباره او را نیش می زند. او مجروح شده و سرم اصلاح کننده بدن آخرین راه برای نجات جان اوست. دگرگونی شدید بدن لوتر از انسان به نیمه انسان، بخشی از میمون دردناک و تغییر دهنده زندگی است.

لوتر با بدنش مبارزه می کند. تحرک او محدود است. او به سختی در صندلی ماشین جا می شود. او نمی تواند به آلیسون خون بدهد زیرا خون او با پوگو سازگارتر است. اثرات سرم باعث می شود که احساس کند باید خود را پنهان کند.

منفور: قفل کردن وانیا

با توجه به اینکه عدم کنترل وانیا بر قدرت هایش پتانسیل خطرناکی داشت، قابل درک است که چرا لوتر فکر می کند فعلاً منزوی کردن او راهی برای حفظ امنیت خانواده است. با این حال، امتناع او از در نظر گرفتن نظرات خواهر و برادرش و سنجش گزینه ها قابل تحسین نیست.

نیاز لوتر به مسئول بودن، بار دیگر به قیمت هارگریوز تمام می شود. حتی آلیسون که از وانیا مصدومیت تقریباً کشنده ای داشت، فکر می کند بهتر است او را رها کند. حبس شدن در طاق، وانیا را بیشتر ناراحت می کند و باعث می شود که از قدرت خود استفاده کند و آخرالزمان را آغاز کند.

فصل 2 بی نهایت چه زمانی در نتفلیکس قرار خواهد گرفت

احساس بد: یافتن تحقیقات باز نشده

کشف تحقیقات باز نشده لوتر که از ماه در دفتر پدرش فرستاده است مسلماً غم انگیزترین بخش داستان او است. او متوجه می شود که رجینالد او را بدون هیچ دلیلی به فضا فرستاده جز اینکه هدفی به او بدهد.

لوتر وقف ماموریت خود بود و به آن افتخار می کرد و اکنون می بیند که 4 سال از عمر خود را به تنهایی در ماه تلف کرده است. او دچار ویرانی می شود و به چیزهایی که از او گرفته شده اند فکر می کند و اینکه اگر نیت رجینالد صادقانه بود، زندگی او چگونه متفاوت می شد.

بعدی: آکادمی چتر: 5 دلیل پنج بهترین شخصیت است (و 5 دلیل برای اینکه او بدترین است)