پادشاهان در وایکینگ ها بسیار متفاوت بودند، برخی کاملاً نامناسب بودند در حالی که برخی دیگر نیازهای مردم خود را درک می کردند و با سلطنت خود تغییرات مثبتی را ایجاد کردند.
چه چیزی در کلمه پادشاه وجود دارد که باعث می شود حتی منطقی ترین افراد مانند احمق رفتار کنند؟ ایوار قبل از اولین نبرد کاتگات از پادشاه هارالد پرسید. او در تلاش بود تا هارالد را متقاعد کند تا به او کمک کند تا لاگرتا را شکست دهد تا بتواند پادشاه شود. سخنان او مانند پیشگویی از پادشاهی بود که او انجام خواهد داد، زیرا او به یکی از بدترین پادشاهان تبدیل شد. وایکینگ ها .
مربوط: Vikings: 5 Ways Ivar Was A Brother Good (و 5 Was He Was Awful)
وقتی بیورن پادشاه شد، او دقیقا برعکس ایوار بود ، کاتگات را به آنچه گانهیلد آن را روزهای طلایی می نامید برمی گرداند. این دو پسر راگنار بودند، اما در حالی که قدرت یکی را به ظالمی بیقلب تبدیل کرد، به دیگری یاد داد که فروتن و خردمند باشد. رفتار پادشاهان اینگونه بود وایکینگ ها ، برخی کاملاً نامناسب و بی فایده بودند و برخی دیگر نیازهای مردم خود را درک کردند و با سلطنت خود تغییر مثبتی ایجاد کردند.
ببینید با میم پسر من چه کردند
کتیل فلاتنوز
Kjetill خود را پادشاه گرینلند نامید و رسماً خود را بدترین پادشاه در کل نمایش معرفی کرد. کجتیل هر جا که می رفت دردسر ایجاد می کرد و اولین اقدام او به عنوان پادشاه این بود که مردم را به قحطی از راه گرسنگی محکوم کرد. او در نروژ پادشاه کسی نمی شد، زیرا او ظالمی بود که نمی دانست چگونه با مردم زندگی کند، چه رسد به رهبری آنها.
زمانی که فلوکی را به ایسلند دنبال کرد، آرزو داشت زندگی را در مکانی جدید شروع کند و آرزوی پادشاه شدن خود را برآورده کند. او سپس پس از جلب اعتماد فلوکی، در ایسلند قتل عام کرد. او همچنین در سفر به گرینلند اعتماد اوبه را به دست آورد، قبل از اینکه تقریباً همه را بکشند زیرا او با یک نهنگ ساحلی شریک نمی شد.
جنگ ستارگان من احساس بدی در مورد این دارم
ایوار
ایوار از قتل آسلاگ به عنوان بهانه ای برای نفرت از لاگرتا و گرفتن کتگات از او استفاده کرد، اما او نقشه های دیگری داشت. وقتی پادشاه شد، شروع کرد مانند همان احمقی که به هارالد پادشاه گفته بود رفتار کند. او تبدیل به یک ظالم شد که هر چیز خوبی را که راگنار در کاتگات ایجاد کرده بود نابود می کرد.
پس از اینکه خود را خدا اعلام کرد، پیشگو را کشت و سپس اقدام به بستن کتگات از سایر نقاط جهان کرد و به مردم گفت که خارجی ها برای آنها تهدید هستند. بدترین اتفاق زمانی رخ داد که او شروع به زنده زنده سوزاندن مردم به دلیل مخالفت با حکومت ظالمانه خود کرد. او به لطف تمرینات راگنا یک جنگنده خوب با استراتژی های نبرد عالی بود، اما یک پادشاه وحشتناک ساخت. کاتگات از تمام مدتی که ایوار بر آن حکومت می کرد، واقعاً به هیچ چیز خوبی دست پیدا نکرد.
شاه ائل
شاه اکبرت زیرک بود و ائل چندین بار از دست او رنج می برد، اما بیشتر رنج ائل به دست خود او بود. زمانی که وایکینگ ها در حمله دوم راگنار به نورثومبریا آمدند، آئل هرگز وقت خود را صرف مطالعه و درک آنها قبل از حمله نکرد. او حتی میتوانست برای درخواست کمک از اکبرت برود، اما او تصمیم گرفت به تنهایی به آنها حمله کند و باعث شکست شرمآور شد.
مربوط: وایکینگ ها: بهترین (و بدترین) ویژگی های شخصیت اکبرت
سپس او احمقانه به اکبرت کمک کرد تا مرسیا را قبل از اینکه در ملاء عام توسط دخترش تحقیر شود. وقتی اکبرت بالاخره یک راگنار اسیر شده را نزد او آورد، هرگز تصور نمی کرد که این یک تله باشد. پسران راگنار وقتی برای انتقام پدرشان آمدند، هر آنچه از پادشاهی او باقی مانده بود را تمام کردند.
شاه هوریک
ایده هوریک این بود که جارل بورگ را در سفر به وسکس پشت سر بگذارد، سپس زمانی که بورگ زمین های راگنار را گرفت، هوریک راگنار را ترک کرد تا به تنهایی برگردد و برای جایگاه واقعی خود بجنگد. کمترین کاری که هوریک می توانست انجام دهد احترام به ارل بود که با بردن او به انگلستان او را به شهرت رساند.
در عوض هوریک تصمیم گرفت راگنار را با استفاده از بهترین دوستش فلوکی حذف کند. هوریک مطلقاً نمی دانست که راگنار چقدر قدرتمند است. تا زمانی که راگنار زنده بود، تأثیر او به عنوان پادشاه هرگز احساس نشد و او به این ترتیب مرد. او به عنوان بیاهمیتترین پادشاه کاتگات سقوط کرد.
اتلولف
اگر Aethelwulf از Ubbe و Hvitserk استقبال میکرد و موافقت میکرد که مقداری زمین به وایکینگها بدهد، او تمام سلطنت خود را به عنوان پادشاه در نبردهای Ivar باخت نمیگذراند. او هرگز این شانس را نداشت که یک تصمیم پادشاهی بگیرد. او از لحظه ای که پدرش تاج وسکس را به او داد، یک پادشاه شکست خورده بود. Aethelwulf تمام عمر خود را به عنوان عروسک خیمه شب بازی اکبرت بدون یادگیری هیچ مهارت رهبری واقعی صرف کرده بود.
دختر طبقه سوم توضیح داد
او وقتی به هاموند در مورد درگیر شدن با ایوار هشدار داد نتوانست به حرف های هاموند گوش دهد و در نهایت تمام نبردهای خود را در برابر ایوار باخت. پسر اکبرت نیز زمانی که اوبه و هویتسرک برای ارائه شرایط صلح به دور از جنون ایوار آمدند از مذاکره امتناع کرد، اما او به اندازه اکبرت باهوش نبود. معلوم نیست چه چیزی او را کشته است، اما هر چه بود، وسکس را از عذاب حتمی نجات داد.
شاه اولاف
اولاف در حالی که مردان بیورن را برای نجات پادشاه هارالد زنده زنده سوزاند، گفت: 'بیا و خرابه بشریت را ببین'. برای بسیاری از کارهایی که شاه اولاف انجام میداد، توضیح چندانی وجود نداشت، اما او همیشه برای منافع بزرگتر، از جمله کمک به بیورن برای سرنگون کردن ایوار، کار میکرد، اما نه قبل از شکنجه غیرضروری هویتسرک.
مربوط: وایکینگ ها: 10 بدترین خیانت در این سریال
او پادشاه پیر خردمندی بود که میدانست نروژ به چه چیزی نیاز دارد، اما دیوانگی او بیشتر حسن نیت او را تحت الشعاع قرار داد. اولاف در مقایسه با امثال هوریک و ایوار پادشاه خوبی بود. او در پایان قربانی حقههای هارالد و ظلم اولگ شد، اما کاری را که هیچ پادشاه دیگری در آن انجام نداد، انجام داد. وایکینگ ها؛ متحد کردن کل نروژ زیر یک تاج.
شاه هارالد
هارالد فاین هیر تا زمان زنده ماندن آخرین قسمت های وایکینگ ها یکی از معجزات نمایش بود. او یک پادشاه ضعیف بود که فقط در حمله راگنار به فرانکیا برای کسب شهرت همراه بود. راگنار و بقیه اعضای خانوادهاش هرگز به او اعتماد نکردند، اما او در مقایسه با جایگزینهایی که Lothbroks داشتند، بدتر بود. او می دانست که چگونه کارت های خود را بازی کند که به او کمک کرد حتی پس از اینکه ایوار به او خیانت کرد زنده بماند.
با این حال، او یک رهبر ضعیف بود و هیچ تصوری از ظاهر نروژ نداشت. زمانی که او همه چیز را داشت، همچنان باخت زیرا بیورن ماموریت شکست روس ها را در حالی که در سلول اولگ به سر می برد، انجام داد. سپس ایوار میراث هارالد را با متقاعد کردن او برای رفتن به یک یورش محکوم به فنا به انگلستان آلوده کرد. او رهبری نروژ را بیشتر از آن که آن را شکسته بود ترک کرد.
شاه آلفرد
آلفرد نه جنگجوی خوبی به اندازه ائتلولف بود و نه مانند اکبرت حیله گر، اما او پادشاهی خردمند بود که همیشه به کاستی های خود اعتراف می کرد و با دانش و آموزش آنها را زیر پا می گذاشت. او پادشاه عالی برای وسکس بود، زمانی که لازم بود با وایکینگ ها زندگی کند و با مهاجمان دیگر مبارزه کند.
این بار سنگینی بود که حتی بهترین مبارزانی مانند Aethelwulf و Aethelred نیز نتوانستند از عهده آن برآیند. او دفاع وسکس را با استفاده از آموزش اوبه تقویت کرد تا حملات بعدی وایکینگ ها را شکست دهد، در حالی که با اعطای این قطعه زمین در شرق آنگلیا همچنان دریچه ای برای صلح ارائه می دهد. رهبری رویایی و تفکر مثبت او به او اجازه داد تا ایوار را با انجام ماموریت پدربزرگش شکست دهد.
شاه اکبرت
شاه اکبرت در میدان نبرد با راگنار برابری نمی کرد، اما او در زمان حیاتش توانست از اخراج وسکس توسط راگنار جلوگیری کند. او می دانست چه زمانی حمله کند و چه زمانی مذاکره کند و همیشه در نهایت به آنچه می خواست می رسید. او زیرک و ظالم بود و در نهایت به پسرش و بقیه همسایگانش آسیب رساند، به همین دلیل است که بهترین جایگاه پادشاه را به دست نمی آورد.
مسترشف فصل 2 الان کجا هستند
مطالب مرتبط: وایکینگ ها: 5 دلیل برای اینکه راگنار بهترین پادشاه بود (و 5 روشی که کینگ اکبرت بهتر بود)
جانوران در جانوران خارق العاده و کجا می توان آنها را پیدا کرد
با این حال، تاکتیکهای او به نفع کلی بود و او توانست وسکس را برای مدت طولانی ایمن نگه دارد تا پسرش چیزی برای به ارث بردن داشته باشد. او باهوشتر از ائل بود و همیشه میدانست چگونه از خونریزیهای غیرضروری جلوگیری کند. گناهان او در نهایت به او دامن زد، اما حتی در آخرین لحظاتش، او توانست وسکس را نجات دهد.
راگنار
Ragnar Lothbrok فقط یک کشاورز در Kattegat بود که در نهایت تبدیل به معروف ترین وایکینگ در جهان شد. او زمانی که شروع به حمله کرد هیچ تجربه رهبری نداشت. تنها چیزی که او می خواست یک قطعه زمین خوب بود تا مردمش ساکن شوند و کشاورزی کنند. او مأموریت های خود را انجام نداد، اگرچه پسرانش انجام دادند و اعتبار به او برمی گردد.
او از برخی جهات شکست خورد، به ویژه با دست کم گرفتن تهدیدی که توسط برادرش و ناتوانی در اتحاد خانواده اش قبل از مرگ . دستاوردهای راگنار همه اشتباهات او را تحت الشعاع قرار می دهد. او سابقه ای برای دستاوردهای عظیمی ایجاد کرد که مردمش هرگز تصورش را نمی کردند.
بیورن
وقتی بیورن آیرونساید درگذشت، گانهیلد اعلام کرد که عصر قهرمانان به پایان رسیده است و دوران طلایی وایکینگ ها به پایان رسیده است. او آخرین پادشاه بزرگ وایکینگ ها و همچنین بهترین آنها بود. او معقول بود به اندازه ای است که کاتگات را بدون حمله به مردم خود از ایوار بگیرد.
او به رهبری مردمش در برابر روس ها ادامه داد، و اگرچه در نبرد اول شکست خورد، اما موفق شد تمام نروژ را جمع کند تا با بزرگترین تهدیدی که تا به حال با آن روبرو شده بودند، مبارزه کند. او در کنار اوبه در وسکس بود که آنها زمین را برای مهاجران وایکینگ دریافت کردند، بنابراین او برای آن نیز اعتبار دریافت می کند.
بعدی: وایکینگ ها: رتبه بندی پسران راگنار توسط قدرت