5 بهترین چیز در مورد Diary Of A Wimpy Kid Trilogy (و 5 مورد غریب)

چه فیلمی را ببینید؟
 

سه گانه فیلم Diary of A Wimpy Kid نوید بسیاری را به عنوان اقتباس داشت. در اینجا برخی از بهترین چیزها در مورد فیلم ها ، و بدترین ها آورده شده است.





خانه در آخرالزمان

خاطرات یک کودک ضعیف مجموعه کتاب های جف کینی مورد توجه قرار گرفت و به سرعت باعث اقتباس سینمایی و پس از آن دو دنباله شد. این کتاب ها هوشمندانه نوشته شده اند و داستان های قابل گفتاری از ترور و شادی از دوران ناخوشایند دوران راهنمایی دارند. بنابراین به طور طبیعی ، اقتباس های روی صفحه نمایش بزرگ کتاب ها جای بسیاری داشت.






مرتبط: 10 کتاب نوجوان / توئین که خواهان اقتباس سینمایی هستند



این سه فیلم اول را بررسی می کند و فیلم چهارم را نادیده می گیرد ( دراز حمل و نقل ) ، که یک بازیگر کاملاً جدید بود و به عنوان یک راه اندازی مجدد نرم کار می کرد. در اینجا امیدواریم که دیزنی زندگی تازه ای به حق رای دادن بدهد.

10بزرگ: تلاش وجود دارد

درست در خفاش ، مشخص است که خاطرات یک کودک ضعیف فیلم ها فقط از طریق حق رای دادن از کتاب برای کسب درآمد نیستند. اندیشه ای در این باره مطرح شد و فیلم ها ساختار و جذابیت هنری بیشتری نسبت به نیاز آنها دارند. برای مبتدیان ، این فیلم ها با بازی دادن کودکان واقعی در این نقش ها و اطمینان از نقش های جذاب بودن آنها ، کار درستی انجام دادند. همچنین یک امتیاز خوب عجیب و غریب از تئودور شاپیرو وجود دارد ، وی همچنین آهنگسازی برای چندین فیلم بن استیلر و شلوار کاپیتان داشتن یک موسیقی دان با استعداد روی فیلم و نه فقط تنظیم موسیقی متن اصلی ، اقدامی عالی برای هویت بخشیدن به فیلم بود. برای افزودن به این ، صفحات خاطرات نمادین کتاب ، در بخش های کوتاه متحرک ، شبیه به هم ظاهر می شوند لیزی مک گوایر ، این هویت را بیشتر تقویت می کند.






9ضعیف: این می تواند بیش از حد بالا باشد

این کتاب ها دارای طنز بسیار سنگینی برای شوخ طبعی و شوخی های بسیار تاریک هستند. گرگ هفلی یک شخصیت ماکیاولیایی است. خواندن کتابها مانند شنیدن داستانی از دیدگاه شرور در بسیاری از صفحات است. بسیاری از شوخ طبعی ها بسیار شوخ و لطیف است ، اما در بعضی مواقع ، فیلم ها از دست می روند و به جای آن خنده های بزرگی را بازی می کنند ، یا بخشی از صحنه را که خنده دارترین لحظه بود از دست می دهند. به همان اندازه که فیلم ها سعی می کنند جایگاه خود را پیدا کنند ، ناامیدکننده است که وقتی کتاب بیشتر به لحن ناشنوایی ، بی عاطفه گی گرگ و ، و کنایه ، با وجود شرایط مسخره.



8بزرگ: اقتباس از بسیاری از داستان های کتاب و افزودن موارد جدید

خاطرات یک کودک ضعیف کتابها پر از حکایات سرگرم کننده است. آنها اساساً چندین قطعه و صحنه هستند که به راحتی در اطراف یک طرح بزرگ ساخته شده اند. مجبور کردن چربی ها را اصلاح کنید و مهمترین / صحنه های خنده دار را انتخاب کنید و برخی دیگر را فدا کنید کار سختی است. و این بدون در نظر گرفتن مقدار زیاد آنها است. اما به طرز چشمگیری ، فیلم ها توانستند آنها را دستکاری کنند و علاوه بر درج اهمیت آنها ، اهمیت داستان اصلی را با هم ببافند.






مرتبط: 10 فیلم از بهترین کتابها براساس کتاب Rotten Tomatoes



داستانهای جدید اضافه شده برای هرکسی که از قبل با این کتابها آشنایی داشته باشد تازه بود و بیشتر آنها احساس می کردند که اضافه شده یا گسترش طبیعی به داستان اصلی است.

7ضعیف: اقتباس از بسیاری از داستانهای کتاب ... و بزرگها را فراموش می کنیم

مشکل در کاهش برخی داستان ها و جایگزینی کردن آنها با داستان های جدید این است که سودهای کلان داستان های قبلی همیشه به حق خود نمی رسند ، زیرا آنها در یک صحنه برش خورده از کتاب تنظیم شده اند. به همین ترتیب ، داستان های کاملاً جدید می توانند زمان با ارزشتری را از پیگیری های ارزشمندتر بدزدند ، و اگر موارد جدید جدید خوب نباشند ، دیدن یک غوطه وری در داستان یا پر کردن های بی مورد کاملاً ضرر است.

6بزرگ: والدین هفلی

راشل هریس و استیو زان برای زندگی بخشیدن به این کتابها از اهمیت فوق العاده ای برخوردار بودند و این بیشتر به خاطر مهارت بازیگری آنها بود. راشل هریس یک نسخه واقع گرایانه تر ، اما هنوز از ذهن مادر گرگ را به ارمغان می آورد ، در حالی که استیو زان مانند یک شخصیت کارتونی زنده کار می کند ، اما با یک جنبه سختگیرانه و منطقی. به طرز حیرت انگیزی ، این جفت والدین یادآور یک دوتایی والدین عالی روی صفحه هستند ، هال و لوییس مالکوم در میانه ، که به همان اندازه تعارف است که می توان کرد.

5ضعیف: مانی هفلی

این به هیچ وجه حذف بازیگری نیست که نقش مانی را بازی می کند ، بلکه اصرار فیلم ها بر کنار گذاشتن یا نادیده گرفتن هفلی جوان است. مانی در طول سه گانه کم و بی هدف عمل می کند ، و در بهترین حالت به عنوان یک شوخی سریع کمدی عمل می کند و در بدترین حالت ، به عنوان یک طرح خلاصه برای حرکت بخشی از داستان عمل می کند. او به عنوان شخصیتی روبرو نمی شود ، از اهمیت کمتری برخوردار است و اگر به ظاهر خانواده به سختی به او اهمیت می دهند ، چرا مخاطب باید این کار را انجام دهد؟ اجتناب از یک کودک نوپا کاملاً قابل درک است ، زیرا هیچ کس نمی خواهد فیلم ها را به محلی نابسامان خردسال تبدیل کند ، اما این شوخ طبعی ناشی از برداشت و سرخوردگی گرگ از برادر کوچکش است که اغلب قابل درک است.

رزیدنت اویل فصل آخر ویلیام لوی

4بزرگ: همکلاسی های گرگ

Zachary Gordon در نقش Greg انتخاب خوبی برای انتخاب بازیگران بود. اما دانش آموزان همکارش؟ شخصیت های خدا ردیف که نمایش انسان مستقیم گرگ را به سرقت بردند. در حالی که شخصیتهای عجیب و غریب در این کتاب خارق العاده بودند ، فیلم شخصیت آنها را می گیرد و بیشتر می کند. پتی فارل دشمن گرگ و یک اراذل و اوباش است تا حیوان خانگی یک معلم. Fregley احساسات 'قاتل زنجیره ای آینده' را ارائه می دهد. رولی گاهی اوقات چربی و نارس است اما قلب او از طلا است. اما همه آنها در مقایسه با Chirag Gupta (Karan Brar) ، که کاملاً بر هر صحنه ای غالب است ، کمرنگ است. چه افسانه های 'پنیر لمسی' ، ضربه زدن به دختران ، یا گرفتن بهترین صحنه نه در کتاب در سه گانه ، او همیشه برجسته است.

3ضعیف: 'سگ روزها' قوس جامد ندارد

دو تا اول خاطرات یک کودک ضعیف فیلم ها پیام های کاملاً واضحی دارند. فیلم اول در مورد دوستی گرگ و رولی است و می بیند که گرگ در پایان کمتر سطحی و خودخواه است. مورد دوم در مورد روابط گرگ و رودریک به عنوان خواهر و برادر است و گرگ به طور پیوسته یاد می گیرد که از برادر بزرگترش بیشتر قدردانی کند. اما فیلم سوم ، روزهای سگ ، در حالی که در رابطه با رابطه گرگ با پدرش پاکسازی می کند ، اما این موضوع را به زیبایی بیان نمی کند. متأسفانه ، این فیلم اشتباهاتی در ترکیب دو کتاب در این مجموعه و اضافه کردن سومین داستان اصلی اصلی را ایجاد می کند ، و آشفتگی بیش از حد مواد غذایی یادآور مرد عنکبوتی 3 .

دوبزرگ: رودریک هفلی

دلیل بزرگی وجود داشت مسافت حمل طولانی از نظر مالی و انتقادی به شدت روی صورتش افتاد: جایگزین کل بازیگران شد. اما سخت دلتنگ ترین و کم جایگزین ترین بازیگر ، دوون بستیک در نقش رودریک بود. Bostick موفق شد رودریک را در پرتو جدیدی به تصویر بکشد و نسخه اصلی شخصیت را به چیز جدیدی ارتقا دهد و باعث دلسوزی بیشتر رودریک شود.

مربوط: 10 فیلم بهتر از کتابی که براساس آن ساخته شده اند

آشکارتر بود که رودریک مانند گرگ 'دست و پا چلفتی' بود ، و بوستیک ماهیتی کمتر دست و پاگیر و آشفته تر به شخصیت وارد می کرد ، که منطقی خواهد بود ، زیرا می دید که رودریک یک راکر پانک / فلز است. وقتی تریلر برای مسافت طولانی افتاد و Bostick هیچ کجا یافت نشد ، #notmyrodrick یکی از برچسب های برتر در توییتر بود و افسوس که حق رای دادن درگذشت.

1ضعیف: انجی استیدمن

بدترین مورد اضافه شدن جدید این فیلم در قالب شخصیت Chloë Grace Moretz ، آنژی بود. او یک شخصیت اصلی بود که برای اولین فیلم ساخته شده بود و تقریباً مانند مظهر جسمی وجدان گرگ عمل می کرد. فیلم بسیار سخت تلاش کرد تا او را به گوشه گیر باحال تبدیل کند ، تنهائی مانند بندر که همه چیز را فهمیده بود. اما در عوض ، هر وقت فیلم ظاهر می شد فیلم کاملا متوقف می شد و به گرگ می گفت که چه احساسی دارد ، به جای اینکه اجازه دهد فیلم به گرگ پی ببرد و خودش آن را بیان کند. او شخصیت به اندازه یک سخنگوی نمایشگاهی نیست ، که اتلاف زیادی از استعدادهای Chloë Grace Moretz و زمان پخش فیلم است. او فقط در فیلم اول حضور داشت و عدم حضور او در فیلم های بعدی مشخص شد (اگرچه از دست نرفت).

d&d 5e چه زمانی منتشر شد