5 کاری که فرینج بهتر از فایل های ایکس انجام داد (و 5 چیز که فایل های ایکس بهتر انجام دادند)

چه فیلمی را ببینید؟
 

X-Files یکی از بزرگ‌ترین نمایش‌های دهه 90 بود قله های دوقلو . این یک سریال ترسناک و معمایی بود که در جامعه بدبین آن زمان تغذیه می شد. پر از توطئه و بوروکراسی دردسرساز بود که توسط نیروهای بیرونی و داخلی به طور یکسان به خطر افتاده بود. با این حال، حاشیه به جای هیولاها یا توطئه های دولتی، بیشتر به سمت شبه علم وسواس استفاده شده متمایل است. این مجموعه ای از جعبه های اسرارآمیز است که از خالق سریال J.J. آبرامز راستش من این را مطرح می کنم حاشیه مقدار زیادی دارد X فایل های' DNA در آن است. بنابراین، ما باید به سادگی تمام تلاش خود را برای تشخیص نقاط قوت هر نمایش انجام دهیم.





فرنج بهتر بود: متعادل کردن داستان های اپیزودیک و سریال

به طور کلی، X-Files با داستان فراگیرش همه جا بود. اگر بخواهیم انصاف داشته باشیم، مطمئناً نوع جدیدی از داستان سرایی بود. این روزها باورش سخت است، اما اکثر برنامه های تلویزیونی تا دهه 90 اپیزودیک بودند. و هنوز، X-Files عمدتاً توسط هیولاهای خلاق و اعتیادآور هفته رشد می کند. زمان زیادی طول می کشد تا یک خرده خرده دیگر دنبال شود، در مورد طرح اصلی سریال. حاشیه کاملا برعکس است پس از فصل افتتاحیه، جایی که قسمت‌ها تنها با گام‌های مهمی به جلو پایان یافت، به یک داستان بسیار سریع تبدیل شد. از فصل دوم به بعد، هر قسمت مهم بود. فصل پنجم فقط تاثیرگذاری بیشتر را ثابت کرد حاشیه با داستان سرایی فشرده است.






X-Files Was Better: Horror

هر زمان و هر زمان، حاشیه در وحشت سرگردان شد به عنوان مثال، آن قسمت در مورد یک حشره جهش یافته قطعاً تصاویر نگران کننده ای داشت. و با این حال، توانایی ترساندن همیشه وجود داشت فایل های ایکس نقطه قوت این نمایش با موجودات بی‌شمار به یاد ماندنی و مرگ‌های خونین، لحظات ترسناک خود را با موفقیت بیشتری پشت سر گذاشت. خلبان از حاشیه با آدم‌هایی که تکه تکه می‌شوند باز می‌شود، اما حتی آن چیز مرموزتر از ترسناک است. تاریکی و مه X-Files به طور ذاتی خود را به این ژانر وام داد. اما سرعت آن نیز کندتر و سنجیده تر بود و بر آن فضا تأکید می کرد. به طور کلی نمایشی کمتر هیجان انگیز است، در واقع، که ترس را تقویت می کند.



Fringe Was Better: Action

مولدر چند بار می تواند به پشت سر ضربه بخورد؟ یک نفر باید آمار را حفظ کند. اگرچه ما قطعاً روی مولدر و اسکالی سرمایه گذاری کرده بودیم که این تعلیق را مؤثر می کرد، کارگردانی همیشه قدیمی بود. نمایش به سادگی مربوط به زمان خود است. بنابراین، هر زمان که سعی می‌کرد انگشت پای خود را در صحنه‌های اکشن فرو کند، مسدود کردن و اجرا فاقد انرژی احشایی بود. در واقع، حتی فصول احیا نیز چنین احساسی داشت. X-Files اگرچه می تواند سکانس های ترسناک درجه یک بسازد. ولی حاشیه کاملاً عمل خود را از آب خارج می کند. حاشیه صحنه‌های تعقیب و گریز هیجان‌انگیزی و تیراندازی‌هایی را ارائه کرد که با پول استودیو در هر ویژگی می‌بینید.

X-Files بهتر بود: طنز

حاشیه همیشه مشتاق بود زیرمتن تفسیر اجتماعی خود را در آستین خود بپوشاند. آنقدر زیاد نبود، زیرا این واقعاً هدف نمایش نبود. بنابراین، هر زمان که چیزی برای گفتن داشت - مهم نیست که عامل پیام چقدر خلاقانه باشد - آنقدرها هم معنادار نبود. با این حال، حتی فرض از X-Files برعکس در مقایسه موثر است. بسیاری از عناصر سایه در X-Files بازتاب دقیق ما و دولت ما بود. تفسیرهای زیادی در مورد ایرادات کار درونی بوروکراتیک وجود دارد. این همیشه طنزی شوخ‌آمیز بود، حتی اگر فصل‌های احیای آن به مراتب آشکارتر از آن باشد. اما حتی هیولاهای هفته نیز از نظر موضوعی غنی بودند - آنها چیزی بیش از یک راز ساده بودند.






حاشیه بهتر بود: پایان مناسب

با ناراحتی، X-Files تا حدودی استقبال خود را برای مدتی ماندگار کرد. هنگامی که دیوید دوکوونی غایب بود، حفظ علاقه دشوار بود. او یک قهرمان اصلی بود، یک ایماندار همیشگی. فصل‌های احیا مطمئناً نسبت به فصل‌های بعدی قبل از خود بهبود یافته‌اند. اما نمایش زمانی که باید به پایان نرسید.



مربوط: حاشیه: 10 پیشگامانه ترین قسمت، رتبه بندی شده






حاشیه ، که به سختی اجازه پخش فصل پنجم و آخر را داد، خط داستانی طولانی آن را بسیار موثرتر حل کرد. حتی با سرویس هواداران پر شده بود. همچنین وعده یک فلش فوروارد در فصل چهارم را حتی تلخ تر از آن چیزی که هرکسی انتظارش را داشت، انجام داد. دلخراش است، اما برازنده است. و مهمتر از همه، نامه ای عاشقانه به طرفداران.



X-Files بهتر بود: ترکیب شخصیت های جدید

حاشیه در گروهی از شخصیت ها مستقر شد و به خوبی بر اساس آنها ساخته شد. با این حال، به نوعی تنوع آنچنانی وجود نداشت. X-Files توانست شخصیت های جدیدتری مانند The Lone Gunmen و Jeffrey Spender را به روش های بسیار ارگانیک ایجاد کند. حداقل، آنها به افزودنی های دوست داشتنی و جذاب تبدیل شدند. و حتی زمانی که قهرمان‌ها نیاز به جایگزینی داشتند، داگت و ریس در واقع شخصیت‌های بسیار موفقی بودند. ممکن است به خاطر ناامیدی شما در آن فصول، چنین چیزی در حافظه شما احساس نشود. اما از نظر مفهومی، آنها کار می کنند. همه اینها و سلسله چهره های جالب دولتی که پیوسته به آن می پیوندند. حاشیه حتی با جهان آینه ای جمعیت کمتری داشت. این باعث می شود X-Files احساس زندگی بیشتر داشته باشید

حاشیه بهتر بود: توسعه شخصیت

اگرچه نمی توان منکر شیمی بین آن ها شد X فایل های لیدها و اسکینر نیز هرگز قوس چندانی نداشتند. اسکالی کمتر بدبین شد، اما هرگز آن نقش را رها نکرد. حتی عاشقانه اجتناب ناپذیر بین آنها احساس خاصی نداشت. علیرغم اینکه تعداد مناسبی از فصل ها برای رسیدن به آنجا صرف شده است.

مربوط: فرینج: الان کجا هستند؟

divinity original sin 2 best mage build

اگرچه رازها آشکار شد، اما شخصیت ها به شدت راکد ماندند، اگرچه به خوبی اجرا شده و دوست داشتنی بودند. حاشیه با این حال، بیشتر شبیه یک درام خانوادگی بود. نه فقط به خاطر رابطه والتر با پیتر، بلکه به خاطر کار گروهی همه. پیتر یاد می گیرد که پدرش را ببخشد و والتر با گذشته او روبرو می شود. اولیویا یاد می گیرد که دوباره اعتماد کند و دشمنان متخاصم متحد می شوند. فقط چیزهای بیشتری برای فرو بردن دندان ها وجود دارد حاشیه .

X-Files بهتر بود: حق رای دادن

متاسفانه، حاشیه هرگز کاملاً نمی دانست چگونه جهان خود را گسترش دهد. همان بیننده یا تأثیری را نداشت X-Files انجام داد. شاید به خاطر فرنج تاریخ فصل اول، یا همزمان با انتشار آن بریکینگ بد . ارتباط وینس گیلیگان واقعاً این موضوع را کاملاً طعنه آمیز می کند. اما در نهایت، X-Files به کمیک، کتاب و فیلم منشعب شد. هر دو نمایش سطح یکسانی از اساطیر دارند، اما مولدر و اسکالی به سادگی محتوای بیشتری را در دسترس قرار دادند. در واقع، بازیگران مربوطه حتی صدای خود را به یک کتاب صوتی امانت داده اند. موارد سرد . جای سوالی نیست X-Files به خوبی می‌دانست که چگونه حق امتیاز بگیرد. اگر فقط حاشیه کسری از آن طرفداران سرسخت را داشت.

حاشیه بهتر بود: تهدید فراگیر

توطئه مکرر بیگانگان در X-Files هرگز جهت زیادی نداشت حتی چیزی به معنی معمای خواهر مولدر به مفاهیم بسیار بدی ختم شد. بیگانگان فوق العاده قوی با انگیزه های در حال تغییر، والدین پنهان. فقط خیلی باارزش نبود به خصوص با توجه به انتظار طولانی در بین پاسخ ها. به طور کلی، آنها فقط به سوالات بیشتری منجر شدند. با کمال تعجب، به خصوص با توجه به عادات آبرامز، حاشیه این کار را نمی کند این فیلم تبهکاران خود را به طور خلاصه جمع بندی می کند و هر فصل یک داستان کامل را روایت می کند. به خصوص بعد از فصل یک. این نمایش به سادگی باید با روایت‌های مدرن سازگار می‌شد که به‌شدت فراوان و سریال‌سازی شده‌اند.

X-Files بهتر بود: سرگرم کردن

X-Files می دانست چگونه بیشتر سرگرم شود. نه تنها با پذیرش خود کمدی، بلکه برای خودآگاهی نیز. اپیزودهای زیادی وجود دارند که عمداً حواس پرت هستند، مانند مولدر و اسکالی که فیلمی درباره خودشان تماشا می کنند. خیلی ... بود جیغ 2 از آنها اما بعد از آن قسمت های کلاسیک مانند خون بد ، با لوک ویلسون. این فقط به دلیل کمدی اسلپ استیک موثر نبود. به این دلیل بود که مولدر و اسکالی همدیگر را دنده کردند. از طریق دیدگاه آنها، ما نسخه های اغراق آمیز از سرنخ ها را دریافت می کنیم. این به نویسندگان اجازه داد تا درک خود را از شخصیت ها به رخ بکشند. طنز خشم آلود مولدر نیز به طور مداوم یک عنصر ارزشمند در نمایش بود. حاشیه بدون خنده نبود، اما کاملاً نمی دانست چگونه در عمل کمی خود را جدی تر بگیرد. که براون بتی قسمت کاملاً کار نکرد

بعدی: چرا فصل دوازدهم The X-Files هرگز اتفاق نیفتاد؟